شيخ حسين انصاريان

574

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

گشت برپا در دلم غوغاى عشق * حاصلم شد غرقهء درياى عشق پاى دل در كوى معشوقم كشيد * كرد قربان جان من در پاى عشق عالم و آدم رها كردم رها * نيست در دستم به جز سوداى عشق در ميان حال و احوالات دل * مايه‌اى كو تا بگيرد جاى عشق شد دلم آيينهء روى حبيب * اى بنازم سرّ بىهمتاى عشق جذبه‌اى در اين جهان دل را بزد * غير عشق و همت والاى عشق اين همه رنج و بلا را مايلم * چون كه گشتم واله و شيداى عشق « 1 » حضرت امام صادق عليه السلام مىفرمايد : روزى با پدرم وارد حرم رسول خدا صلى الله عليه و آله شديم ، پدرم در جاى جاى مسجد دسته دسته مردم را مىديد . ولى بىاعتناى به آنان مىگذشت ، ناگاه بالاى سر چند نفر ايستاد و فرمود : إِنِّى وَاللّهِ أُحِبُّ رِيْحَكُم وَأَرْوَاحَكُم « 2 » . به خدا سوگند من بوى شما و ارواح شما را دوست دارم .

--> ( 1 ) - مؤلف . ( 2 ) - الأمالى ، طوسى : 722 ، حديث 1522 ؛ ارشاد القلوب : 1 / 101 ؛ مجموعة ورام : 2 / 90 ، بحار الأنوار : 65 / 146 ، باب 18 ، حديث 95 .